تبليغاتX
حیات باطنی
نگارش در تاريخ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 توسط علیرضا عالمی
یک

هنوز هم دوستان را به مطالعه پیام امام (ره) به مناسبت گشايش دومين دوره مجلس شورای اسلامی توصیه می کنم. نکات بسیار ارزنده‌ای برای انتخاب نماینده اصلح در اختیار ما قرار می دهد. خلاصه‌ای از آن را در مطلبی با عنوان «اخلاق (6) - توقع ارزش هاي اسلامی و انساني از مجلس شورای اسلامی» نوشته ام.


دو

اساساً در هر کشوری رقابت انتخاباتی بین افرادی است که معتقد به آرمان ها و اصول آن کشور هستند اما به دلیل تفاوت دیدگاه و سلیقه به جناح ها و جریان های مختلف تقسیم شده اند. پس رقابت اصولگرا-اصولگرا را نقطه مثبتی برای این انتخابات می دانم و همیشه از اینکه به کسی رای بدهم تا دیگری رای نیاورد احساس خوبی نداشتم! امروز احساس می کنم دایره انتخابم وسیع تر است و در حقیقت، دارم انتخاب می کنم.


سه

ارائه لیست، کار مردم را برای رای دادن راحت تر می کند، البته زمانی که تعداد لیست ها به تعداد افراد نباشد! برای افرادی که می خواهند به صورت لیستی رای بدهند و یا حداقل یک لیست را مبنای اولیه انتخاب خود قرار دهند باید شاخصی پیدا کرد. باید دید که این نامزدها چطور و بر اساس چه مبنایی در کنار هم جمع شده اند؟ شاید بتوان «تقوای جمعی» را یکی از مهمترین شاخص‌های انتخاب لیستی قرار داد.


چهار

«اينجا جاى تقواى جمعى است. ما يك تقواى فردى داريم، كه هر كسى خود را تحت مراقبت دائم داشته باشد. تقواى كامل اين است كه انسان به طور دائم خود را تحت مراقبت داشته باشد؛ مثل كسى كه در يك محوطه‌ى پوشيده‌ى از خارهاى دامنگير دارد حركت ميكند -اين مثال، هم در روايات هست، هم در كلمات بزرگان هست- بايد دائم حواسش باشد؛ يعنى زير پايش را نگاه كند. اگر غفلت كنيد، خار دامن شما را ميگيرد، لباس شما را پاره ميكند، پاى شما را مجروح خواهد كرد. تقوا را تشبيه كرده‌اند به حركت در خارستان. خب، اين تقواى فردى است و لازم است؛ راه دستيابى به فوز و فلاح هم فقط همين است. اگر كسى بخواهد به فلاح برسد، به فوز برسد، به نجات ابدى برسد، بايستى تقوا داشته باشد. هر مقدار اين حالت بيشتر بود، فوز و فلاح بيشتر است.


يك تقواى جمعى هم داريم. تقواى جمعى اين است كه جمع‌ها مراقب خودشان باشند. جمع به حيث جمع، مراقب خودشان باشند. بى‌مراقبتى جمع‌ها نسبت به مجموعه‌ى خودشان، موجب ميشود كه حتّى آدم‌هائى هم كه در بين آن جمع‌ها تقواى فردى دارند، با حركت عمومىِ آن جمع‌ها بغلتند و به جائى بروند كه نمي‌خواهند. در طول اين سى سال، ما از اين ناحيه ضربه خورده‌ايم. يكى از جاهائى كه ضعف نشان داده‌ايم، همين بوده.

در دهه‌هاى قبل، يك جريانى در كشور وجود داشت به نام جريان چپ. آنها شعارهاى خوبى هم ميدادند، اما خودشان را مراقبت نكردند و تقواى جمعى به خرج ندادند. در ميانشان آدم‌هائى بودند كه تقواى فردى هم داشتند، اما نداشتن تقواى جمعى، كار آنها را به جائى رساند كه فتنه‌گرِ ضد امام حسين و ضد اسلام و ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تكيه كند! آنها نيامدند شعار ضد امام و ضد انقلاب بدهند، اما شعار دهنده‌ى ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تكيه كند؛ اين خيلى خطر بزرگى است. آنها غلتيدند. بنابراين تقواى جمعى لازم است.

من پارسال به شما عرض كردم كه در داخل مجلس شوراى اسلامى، خودنظارتى بگذاريد. اين، همان تقواى جمعى است. مجموعه، خود را بپايد. حالا حرف‌هائى گوشه كنار زدند كه نماينده بايد آزاد باشد، چه باشد. كسى با آزادى نماينده مخالف نيست؛ با كج‌رفتارى نماينده مخالف است. يك نماينده‌ى كج‌رفتار ممكن است مجلس شوراى اسلامى را بدنام كند، متهم كند؛ حيف نيست؟ مجلسِ به اين عظمت، اين نهاد قانونىِ اساسى در كشور.»(1)


پنج

پایداری همیشه جواب می‌دهد...



*برداشت شخصی: تقوا كه نبود، دست و زبان انسان باز است، ميتواند همه چيز بگويد، خلاف واقع ميتواند بگويد، تهمت ميتواند بزند، دروغ به مردم ميتواند بگويد.



برچسب‌ها: مقام معظم رهبری, مجلس شورای اسلامی, انتخابات, تقوا, جبهه پایداری
نگارش در تاريخ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 توسط علیرضا عالمی

روش دموكراتيك در تعيين على(ع) براى خلافت؟!

آيا پيامبر اكرم(ص)، حضرت على(ع) را به عنوان جانشين تعيين كرد؟

یک

مى‌گويند:

اسلام با دموكراسى مخالف نبوده و نمى‌تواند باشد؛ چون دموكراسى اصلى است كه بر همه مسايل حاكم است! پس به طور قطع پيامبر اكرم(ص) بر خلاف دموكراسى عمل نكرده است. از اين رو نمى‌توان گفت آن حضرت، على(ع) را به خلافت تعيين كرده است، زيرا چنين كارى خلاف دموكراسى است! رواياتى هم كه در اين زمينه وارد شده، در نهايت به معناى «كانديداتورى» حضرت على(ع) براى خلافت از جانب پيامبر(ص) است! در غير اين صورت عمل پيامبر(ص) ديكتاتورى خواهد بود!

در باب حكومت يا بايد روش ديكتاتورى پيشه كرد و اراده و خواست يك نفر را محور و ملاك عمل قرار داد، و يا بايد با مراجعه به آراى مردم، خواست و اراده عمومى را ملاك دانست و حاكم كرد. از اين رو هيچ گاه نمى‌توان پذيرفت پيامبر اكرم(ص) ديكتاتور بوده است و به طور قطع اين سخن قابل قبول نيست؛ پس بايد بپذيريم كه پيامبر(ص) مطابق قواعد دموكراسى عمل كرده است!

حكومت اسلامى اگر حكومت ديكتاتورى نباشد، ناچار بايد دموكراتيك باشد؛ چون راه سومى وجود ندارد. از اين رو بايد مردم جانشين پيامبر(ص) را تعيين كنند! حتى حكومت شخص پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را نيز مردم بايد تعيين كنند! البته رسالت منصبى دينى است كه با امور عبادى و فردى اشخاص در ارتباط است و چندان مشكل نيست كه بپذيريم رأى مردم در آن دخالت ندارد. اما امر حكومت مسأله مهمى است و نمى‌توان پذيرفت كه خدا كسى را براى حكومت بر مردم تعيين كند! حاكم را بايد مردم تعيين كنند و تا زمانى كه مردم رأى ندهند، كسى حق حكومت ندارد!

مى‌گويند:

خدا انسان را آزاد آفريده است، از اين رو اراده انسان‌ها را محدود نمى‌كند. چون خدا انسان را آزاد آفريده است پس نبايد براى مردم حاكم تعيين كند و مردم در اين زمينه بايد با اختيار خود تصميم بگيرند!

دو

می‏گويم:

 اين سخنان مغالطه‌اى بيش نيست و نكته اين جا است كه بين «آزادى تكوينى» و «آزادى حقوقى و تشريعى» خلط شده است. اين تعبير كه «خدا انسان را آزاد آفريده است» به اين معنى است كه انسان از نظر تكوينى مجبور نيست و مى‌تواند امرى را بپذيرد و يا آن را رد كند. اساساً انسانيت انسان به مختار بودن او است و آنچه موجب فضيلت انسان بر ملائكه مى‌شود اين است كه انسان مى‌تواند در سير اختيارى به مقامى برسد كه ملائكه نمى‌توانند به آن دست پيدا كنند.

اين مطلب حق است و ما نيز قبول داريم كه خدا انسان را آزاد آفريده است؛ اما آزاد بودن انسان به اين معنا نيست كه تمام امور، اعم از وضع قانون و تعيين حاكم و ساير مسايل در اختيار او است. اگر اين گونه باشد، پس نقش خدا كه انسان را آفريده، چيست؟ آيا خدا پس از آفرينش انسان، او را رها كرده و از دايره قدرت و تسلط خود خارج كرده است؟! اين امر با خدايىِ ذات بارى تعالى منافات دارد. اگر موجودى مخلوق خدا باشد، تا زمانى كه موجود است، مخلوق خدا و در محدوده قدرت او است.

خدا انسان را آزاد آفريده است تا پس از آن كه راه خوب و بد را به او نشان داد، با اختيار و مسؤوليت خود، هر يك را كه خواست انتخاب كند. اگر راه خوب را انتخاب كرد، در مقابل اين حسن انتخاب پاداش مى‌گيرد و سعادت‏مند شده و به بهشت مى‌رود، و اگر راه بد را انتخاب كرد كيفر او جهنم خواهد بود و يا حتى در مواردى در همين دنيا عذاب مى‌شود. از اين رو اين كه خدا انسان را آزاد آفريده است، بدين معنى نيست كه هيچ قانونى براى او قرار ندهد، يا حاكمى براى او تعيين نكند. بلى، انسان آزاد است تا حكمى را كه از جانب خدا وضع شده است قبول كند يا بر خلاف آن عمل نمايد؛ به تعبير ديگر خدا را اطاعت و يا او را معصيت كند. آزادى انسان به اين معنا نيست كه او به دلخواه خود هر چه را خواست، اطاعت و هر چه را خواست معصيت به شمار آورد! حلال و حرام در اختيار خدا است(نحل 116).

سه

آزادى تكوينى انسان به اين معنا نيست كه او حق وضع قانون و تعيين امام دارد. مقام امامت و خلافت از روز اول براى حضرت على(ع) ثابت بود. اولين دليل اثباتى آن هم ماجراى يوم الدار بود كه پيامبر اكرم(ص) آن حضرت را براى خلافت معرفى كرد. بعد از آن نيز بارها با بيانات و قراين مختلف، و در نهايت در روز غدير، در حجة الوداع، هفتاد روز قبل از وفات، اين مسأله را به صراحت مطرح فرمود.

مسأله خلافت اميرالمؤمنين(ع) تابع رأى مردم نيست، بلكه منصبى است كه خداوند براى آن حضرت تعيين كرده است و كسى به جز حضرت على(ع) لياقت چنين مقامى را ندارد. كسى كه از روز اولِ تولدش در دامان پيامبر(ص) پرورش يافته، كسى كه پيامبر(ص) به او فرمود، مى‌بينى آنچه را من مى‌بينم و مى‌شنوى آنچه را من مى‌شنوم. كسى كه با همان تربيتى كه خداى متعال نسبت به پيغمبر اكرم داشت، پرورش يافته بود. شخصيتى كه از روز اول، خدا پرست و موحد بود و در دامان پيامبر اكرم(ص) هر روز علمى از آن حضرت مى‌آموخت و آنچه را پيامبر(ص) قبل از بعثت، از آن فرشته بزرگ خدا دريافت كرده بود، به او منتقل مى‌كرد. كسى كه هنگام نزول وحى نيز شاهد دريافت وحى بود و اولين نفرى بود كه به پيامبر(ص) ايمان آورد. چه كسى مى‌تواند از شخصيتى با اين همه فضايل، براى مقام خلافت و جانشينى پيامبر(ص) شايسته تر باشد؟

چهار

زمانى كه يك دانشمند سنّى حديث منزلت را با پنج هزار سند نقل مى‌كند، كدام عاقلى است كه در صحت اين حديث شك كند و بگويد دروغ است؟! علاوه بر اين كه صدها نفر از علما، محدثان و بزرگان آنها نيز سخنانى نظير اين را گفته ‏اند.

اگر در اين زمينه بخواهيم تحقيق كنيم، آيا جز مراجعه به اسناد و مدارك راه ديگرى داريم؟ اسناد و مدارك نيز حاكى از اين است كه خود علماى اهل تسنن در كتابى كه پيرامون اخبار متواتر نوشته‌اند تصريح كرده‌اند كه يكى از اخبارى كه به طور قطع متواتر است، حديث منزلت (اَنْتَ مِنّى بِمَنزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى) است. اين از متواترترين رواياتى است كه از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است. با اين وجود اگر كسى در مورد آن شك كند، چه قضاوتى در مورد او خواهيد كرد؟

اين احاديث با چنين اسناد و تأييداتى كه از خود علماى اهل تسنن دارد، قابل انكار نيست. تمام اين احاديث نيز شاهد بر اين است كه از آغاز رسالت، اميرالمؤمنين(ع) به عنوان خليفه و جانشين پيامبر اكرم(ص) معرفى شد. تنها شبهه‌اى كه ممكن است مطرح شود اين است كه كسى بگويد: شايد پيامبر(ص) از پيش خود اين كار را انجام داده و انتخاب على(ع) سليقه شخصى خودش بوده است. در پاسخ اين شبهه نيز بايد بگوييم دلايل متعددى در دست داريم كه در چنين مواردى پيامبر جز به دستور وحى حركت نمى‌كند. در داستان «سدّ الابواب» خود پيامبر(ص) فرمود: من از پيش خودم كارى را انجام نمى‌دهم؛ إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى؛ (نجم 4) اين كار، دستور خدا است و من از پيش خودم نمى‌توانم سخنى بگويم.

در نهايت نيز براى آن كه در اين مسأله (جانشينى و خلافت على(ع) پس از پيامبر(ص)) كوچك‏ترين شبهه‌اى باقى نماند، داستان غدير اتفاق افتاد. همان‌گونه كه همه مى‌دانيم، در آن روز اين آيه نازل شد كه:

يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ؛ ‌اى پيامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ كن؛ و اگر نكنى پيامش را نرسانده اى، و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‌دارد.


پ.ن.

حضرت زهرا(سلام الله علیها) به کدامین گناه به شهادت رسید؟!


نگارش در: 1389/02/25
برچسب‌ها: دیکتاتوری, دموکراسی, اميرالمؤمنين, آزادی, حکومت
نگارش در تاريخ سه شنبه 29 فروردین1391 توسط علیرضا عالمی

برای آگاهی از این‌كه آمریكایی‌ها برای تضعیف فرهنگ كار و در نتیجه تضعیف تولید ثروت در دیگر كشورها خصوصاً ایران از چه روش‌ها و سیاست هایی استفاده می‌كنند، کافی است سری به سایت اینترنتی موسسه واشنگتن برای سیاست خاورمیانه‌(1) بزنیم.

موسسه واشنگتن برای سیاست خاورمیانه كه مقر آن هم در واشنگتن است در گزارش های مختلفی بر صادرات کالای مصرفی به ایران در کنار تحریم کالای اساسی تأكید نموده است: «محدودیت صادرات كالاهای مصرفی به ایران باید برداشته شود. در حالی که ایران ارز خارجی محدود خود را صرف سلاح می کند، این كار باعث كم شدن ارز خارجی موجود در ایران خواهد شد. به علاوه آنکه این کار می تواند برای شرکت های امریکایی هم مفید باشد.»(3 و 2)



1- The Washington Institute for Near East Policy

2- U.S. Sanctions on Iran: What Has Been Achieved and at What Cost?

3- How the U.S. Can Bolster Reform in Iran




برچسب‌ها: دشمن, فرهنگ كار, تولید ثروت, موسسه سیاست خاورمیانه‌, امریکا
نگارش در تاريخ سه شنبه 15 فروردین1391 توسط علیرضا عالمی
باورم نمی شود که باید از اینکه دعایم شنیده نمی شود به خدا پناه ببرم، از اینکه نفسم اشباع نمی شود، از اینکه قلبم خاشع نیست، علومی دارم که به دردم نمی خورد و نمازی که از سجاده ام هم بالاتر نمی رود.
و چقدر تعقیبات نماز عصر را دوست دارم؛
شرح حال خوبی است:
اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِکَ
مِنْ نَفْس لا تَشْبَعُ،
وَ مِنْ قَلْب لا یَخْشَعُ،
وَ مِنْ عِلْم لا یَنْفَعُ،
 مِنْ صَلاة لا تُرْفَعُ،
وَ مِنْ دُعآء لا یُسْمَعُ،


اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ
الْیُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ،
وَالْفَرَجَ بَعْدَ الْکَرْبِ،
وَ الرَّخآءَ بَعْدَ الشِّدَّةِ
خدایا آسانى پس از دشوارى را و گشایش پس از گرفتارى را و فراوانى پس از سختى را از تو می خواهم.


برچسب‌ها: نماز, تعقیبات نماز عصر, دعا
نگارش در تاريخ دوشنبه 22 اسفند1390 توسط علیرضا عالمی

یک

تشکیل شورای عالی فضای مجازی، بهانه ای شد برای نوشتن مطلبی که مدتها قصد نوشتن آن را داشتم. دوست عزیزم آقای محمد نمازی چندی قبل در وبلاگش از دوستانش دعوت کرده بود تا در خصوص موضوعات وبلاگ و شاید به صورت کلی در خصوص وبلاگ نویسی جوان دانشجوی مسلمان بسیجی بنویسند. شاید این مطلب جوابی باشد به دعوت ایشان.

 

دو

کميته فناوري‌هاي نوظهور مجمع جهاني اقتصاد، در نشست سال 2011 خود که در شهر ابوظبي امارات متحده عربي برگزار شد، از ديدگاه تعدادی از متفکران جهاني، فناوري‌هايي که در آينده نزديک، بيشترين تاثير را بر وضعيت جهان خواهند داشت، معرفي نمود. کميته مذکور فناوري‌هاي ذيل را که انتظار مي رود دربرگيرنده بيشترين اثرات اقتصادي، اجتماعي و زيست‌محيطي باشند، معرفي کرده است. 10 فناوري زير، راهکارهايي با بيشترين تاثير براي رفع چالش‌هاي جهاني محسوب مي‌شوند:

1- انفورماتيک براي ايجاد ارزش افزوده در اطلاعات؛

(Informatics for adding value to information)

2- زيست‌شناسي سنتزي (Synthetic biology) و مهندسي متابوليک (metabolic engineering)

3- انقلاب سبز؛ فناوري‌هايي براي افزايش مواد غذايي و زيست توده (biomass)

4- طراحي نانومقياس مواد؛

5-  ... فعلاً ما با همان اولویت اول کار داریم ادامه اش را خودتان در سایت nanowerk بخوانید.(1)

 

سه

امروزه انباشت اطلاعات و یا به تعبیری انفجار اطلاعات که در گذشته ای نه چندان دور، از بزرگترین دستاوردهای تمدن جدید به شمار می آمد، به یکی از بزرگترین چالش های جهانی تبدیل شده است و فناوری‌هایی که بتوانند ارزش این اطلاعات را بالا برده و کیفیت آن را افزایش دهند، دارای بالاترین اولویت جهانی محسوب می شوند. این مشکل، در فضای مجازی چالش بزرگتری را ایجاد کرده است؛ چرا که بستر موجود در فضای مجازی برای تولید و تکثیر بدون مرز اطلاعات، اینترنت را به اقیانوسی مواج و بی انتها مبدل ساخته است و به دست آوردن اطلاعات تمیز و جستجوی پیشرفته به عنوان تخصص های فعالیت در آن فضا محسوب می شود.


چهار

در کنار به دست آوردن اطلاعات تمیز و قابل استفاده، تولید اطلاعات با ارزش افزوده بالا و ارزش دهی به اطلاعات به عنوان اصلی برای مواجهه فعال با فضای مجازی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. صحیفه امام، حدیث ولایت، مجموعه آثار شهید مطهری، شهید بهشتی، استاد مصباح یزدی، استاد جوادی آملی استاد مجتبی تهرانی و... انبارهاى معارف الهى و اسلامى است. هر چند تمام این آثار، ارزشمند و قابل مطالعه و استفاده هستند، اما اولویت گذاری، دسته بندی، شرح و تفسیر و تبیین و در نهایت ارائه آن در زمان و مکان و قالب مناسب و با ادبیات متناسب با مخاطب، باید مبنا و اصل فعالیت ما در فضای مجازی قرار گیرد.

 

پنج

«امروز شما ببينيد وسايل تبليغ در دنيا چقدر متنوع شده؛ اين طرفِ دنيا يك نفر جوان پاى يك دستگاه كوچك مى‌نشيند و افكار، تصورات، تخيلات، پيشنهادهاى فكرى و پيشنهادهاى عملى را از سوى هر كسى - بلكه هر ناكسى- از آن طرفِ دنيا دريافت مى‌كند. امروز اينترنت و ماهواره و وسايل ارتباطىِ بسيار متنوع وجود دارد و حرف، آسان به همه جاى دنيا مى‌رسد. ميدان افكار مردم و مؤمنين، عرصه‌ى كارزار تفكرات گوناگون است. امروز ما در يك ميدان جنگ و كارزار حقيقىِ فكرى قرار داريم. اين كارزار فكرى به‌ هيچ‌ وجه به زيان ما نيست؛ به سود ماست. اگر وارد اين ميدان بشويم و آنچه را كه نياز ماست، از مهمات تفكر اسلامى و انبارهاى معارف الهى و اسلامى، بيرون بكشيم و صرف كنيم، قطعاً بُرد با ماست؛ ليكن مسأله اين است كه ما بايد اين كار را بكنيم.»(2)

 


*برداشت شخصی: امروز تشنگان معارف اسلامی و شیفتگان انقلاب اسلامی در دریای اطلاعات اسلام امریکایی دست و پا میزنند تا جرعه ای برای رفع عطش خود به دست آورند. حال چه کسانی برای آنان اسلام ناب را معرفی می کنند؟

1- nanowerk

2- بيانات مقام معظم رهبری در ديدار علما و روحانيون كرمان 1384/02/11


برچسب‌ها: رسانه, اینترنت, روشنگرى, مقام معظم رهبری, شورای عالی فضای مجازی
نگارش در تاريخ دوشنبه 10 بهمن1390 توسط علیرضا عالمی
وقتی جملات امام خمینی (ره) را به شکل شاخص و معیار نگاه کنیم، به چنان ابزاری دست پیدا می کنیم که هیچ فتنه و طوفانی، چه درونی و چه بیرونی، نتواند ما را بلرزاند. رهبر معظم انقلاب هم به مناسبت های گوناگون به شاخص های راه امام اشاره کرده اند که به یقین می توان آنها را مولفه های بصیرت نامید. یکی از این شاخص ها که توسط حضرت امام (ره) ارائه شده است، تعریف و تمجید از یک طرف، و ناسزا و ناراحتی دشمن از طرف دیگر است.

«ما بايد بنيان را محكم كنيم و به دسته بعد دهيم تا پيش خدا مقصر نباشيم. بايد هيچ سستى نكنيم و از اين ترس نداشته باشيم كه فلان راديو يا دولت خارجى چه مى‏ گويد، راديوها بايد به ما فحش بدهند. آن روزى را كه امريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت. آن روز كه كارتر و ريگان (1) از ما تعريف كنند معلوم مى ‏شود در ما اشكالى پيدا شده است، آنها بايد فحش دهند و ما هم بايد محكم كارمان را انجام دهيم.» (2)

یکی دیگر از این شاخص ها، شاخص تشخیص رفتارهای الهی از شیطانی است. حضرت امام خمینی (ره) این شاخص را اینگونه تعریف نموده اند:

«محك تشخيص معيار الهي از شيطاني، آن است كه پس از مراجعه به خود، بيايد كه آنچه كه او مي خواهد، نفس عمل است، گر چه اين كار را ديگري انجام دهد» (3)

اما نکته ای که در این مطلب وجود دارد این است که حضرت امام این مطلب را در چه شرایطی و خطاب به چه کسانی مطرح کرده اند. هر چند که این موضوع برای تمامی رفتارها و شرایط، صادق است. اما آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، این است که این پیام خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی است. شاید این موضوع برای انتخاب نمایندگان شایسته، شاخص مناسبی به دست ما بدهد.
آنچه در ادامه می آید، بخشی از پیام حضرت امام خمینی (ره) به مناسبت گشايش دومين دوره مجلس شورای اسلامی و با موضوع رسالت و وظايف نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و تعيين اولويت هاي مجلس است.
 
«... اينك تذكراتي برادرانه و مخلصانه به حضرات نمايندگان محترم -حفظهم الله تعالي و ايدهم- عرضه مي دارم باشد كه نافع شود. و ذكر فان الذكري تنفع المومنين.(4)
1- ...
2- ...
3- ...
4- مي دانيد و مي دانيم كه مجلس شوراي اسلامي داراي وظايف بزرگ و ظريف مي باشد؛ چرا كه در كشوري كه مردم براي اسلام و حكومت اسلامي و اجراي قوانين نوراني قرآن كريم و قطع ظلم و ستم به هر نحو و از هر نوع باشد قيام كرده اند و شما را به مجلس فرستاده اند، مجلسي كه منعكس كننده اقوال و احوال و طرز روحيه و افكارتان است و از آنجا كه همه اينها به صورتي وسيع در سراسر كشور و نيز در بسياري از كشورهايي كه موج راديو - تلويزيون به آنجا مي رسد و گاهي در تمام دنيا به واسطه رسانه هاي گروهي جهان، منتشر مي شود، لازم دانستم به حكم وظيفه و اخوت اسلامي به بعضي از آنها اشاره كنم. و اين اموري است كه اسلام و اخلاق اسلامي و ارزشهاي انساني و ملت هاي متعهد اسلام از آنان خصوصا، و از همگان عموما توقع دارند.

الف) كيفيت برخورد با يكديگر در محيط مجلس و مباحثات بين مخالف و موافق؛
از نمايندگان متوقع است كه مراعات آداب اسلامي در محاورات بشود؛ و انگيزه آن يافتن حق و راه حل باشد و اين امور در محيط دوستي و صفا چون بحث هاي علمي در محيط مدارس فقاهتي كه مقصود، يافتن واقعيت نه تحميل عقيده است، آقايان را بهتر و آسانتر به حقيقت مي رساند و مجادلات با حال غضب و عصبانيت انسان را از واقع دور مي كند و چون مقصود از بحثها يافتن طريق هر چه بهتر براي خدمت به اسلام و كشور و ملت است و از عبادات و مقربات الهي محسوب است، حقا لازم است از آنچه مخالف رضاي خداوند متعال است اجتناب شود و محيط مجلس طوري باشد كه علاوه بر يافتن راه صحيح براي شنوندگان، آموزنده اخلاق اسلامي و آداب انساني باشد، كه اين خود يك عبادت ديگر است. و اگر خداي نخواسته در اين محيط مقدس مقصود كسي اعمال غرض و تحميل عقيده و احيانا تسويه حساب باشد كه قهرا به هتك يك مسلمان و رد و بدل الفاظ غير مناسب منجر مي شود علاوه بر آنكه از مسير حق دور مي شود و برخلاف آنچه وظيفه وكيل است مي باشد گاهي اشاعه فحشا در يك محيط بسيار وسيع است كه معصيتي عظيم است. اينجانب اميدوارم خداوند توفيق دهد كه همان سان كه جوانهاي عزيز رزمنده، سنگرها را به مسجد و معبد تبديل كردند، حضرات وكلا، مجلس را معبدي كنند منزه از اعمال و اقوال زمان طاغوت، تا مجلسي نمونه شود؛ باشد كه مجالس ديگر كشورهاي اسلامي از آن تبعيت كنند.

ب) كيفيت برخورد با دولت و وزرا و ساير كارمندان؛
شك نيست كه مجلس به همه امور كشور نظارت دارد؛ و حق نمايندگان است كه از هر انحراف و خلافي كه از وزرا و ادارات مي بينند به حكم قانوني جلوگيري كنند و دولت را تا حد استيضاح بكشانند. لكن فرقهاست بين نظارت و استيضاح، و بين عيبجويي و انتقامگيري. و اين فرق را همه كس پس از رجوع به وجدان خويش مي فهمد. انسان با كمي تفكر در حال خود تشخيص مي دهد كه احضار دولت يا وزير براي خدا و مصالح اسلام و كشور است و در آن جز هدايت و جلوگيري از انحراف و حفظ مصالح ملت چيز ديگري دخالت ندارد؛ يا از معيارهاي غيرالهي، چون حب و بغض، دوستي و دشمني، هواهاي نفساني چون خودنمايي، عرض اندام و از اين قبيل مكايد نفساني و شيطاني، برخوردار است. و محك تشخيص معيار الهي از شيطاني آن است كه پس از مراجعه به خود بيايد كه آنچه كه او مي خواهد نفس عمل است گر چه اين كار را ديگري انجام دهد؛ و يا آنچه را كه بدان سبب شخصي را احضار كرده است اگر از دوستان عزيز او سر مي زد، با او همان مي كرد كه با اين انجام مي دهد. و اين است معناي روابط و ضوابط و صراط مستقيم كه از ارزشهاي انساني برخوردار است. خداوند قادر ما را بر آن هدايت فرمايد و از مادستگيري كند.

مرحله اي ديگر: به فرض آنكه هيچ مقصدي جز حقجويي و جلوگيري از انحراف نباشد، در كيفيت اداي وظيفه و بيان اشكال مي توان معيار الهي و نفساني را تشخيص داد. معيار الهي آن است كه اثبات مدعا مبني بر استدلال و شواهد متقن باشد، و از كلمات نيشدار و اهانت آميز و كردار ناروا مبرا باشد. و در غير اين صورت، بايد دانست كه دست شيطان و نفس اماره بالسو در كار است و گوينده بازيچه هواي نفس است.

نمايندگان محترم و خواهران و برادران گرامي، مسئله بسيار مهم است. آبرو و حيثيت يك مسلمان يا يك انسان در كار است. چه بسا با يك انحراف شما يك انسان آبرومند در جامعه ساقط شود و شرف يك مومن خدشه دار گردد. اگر انحرافي ديديد، نخست بدون سر و صدا دنبال تحقيق رويد. پس از آنكه مسلما معلوم شد، قبل از كشيده شدن به مجلس با طرف به گفتگو بنشينيد، و مسئله را حتي الامكان با خود او حل كنيد. اگر در اين مرحله توفيق حاصل نشد، در كميسيون مربوط او را بخواهيد، و با كمك دوستان فيصله دهيد. و اگر فيصله نشد و شخص مذكور مي خواهد برخلاف مصالح اسلام و كشور وملت عمل كند و در انحراف پافشاري نمايد، حفظ مصلحت عمومي و اسلام مقدم است بر حفظ مصلحت شخص، هر كس باشد؛ در اين صورت تقاضا كنيد و با استدلال و منطق، بدون كوچكترين اهانت، مطلب را عرضه كنيد. و مهلت دهيد تا در محيطي آرام و بي تشنج از خود دفاع كند. در اين موقع مجلس به هر چه تكليف قانوني و شرعي دارد عمل كند، بي كوچكترين توهين. و ما همه بايد بدانيم كه مجرمي كه بالاترين جرم را دارد و به سوي چوبه دار مي رود، جز اجراي حد شرعي احدي حق آزار او را لفظا و عملا ندارد؛ و مرتكب، خود ظالم است و مستحق كيفر.

ج) از امور لازم التذكر راجع به نطق هاي قبل از دستور است؛
چه بسا كه ناطق احيانا گمان كند بي قيد و شرط و بي تعهد و تكليف بايد هر چه بخواهد بگويد، و به هر كس، چه حاضر جلسه و چه غايب، مي تواند به اصطلاح حمله كند، و ميزاني الهي و شرعي و اخلاقي در كار نيست و مسئوليتي حتي شرعي ندارد. و گاهي بعضي نطق ها موجب تاسف بسيار و تاثر است؛ و چه بسا كه اهانت به يك مسلمان و مومن را به حد اعلي مي كشاند و حيثيات انسانها را لكه دار مي كند؛ و گاهي ارقام و اقلام بسيار از گوشه و كنار اعم از صحيح و فاسد جمع آوري مي كند و با آبروي دولت و اشخاص، بلكه مجلس بازي مي كند؛ و مجلس شوراي اسلامي را بي توجه همچون مجلس طاغوت مي نمايد و مورد تاخت و تاز اعراض مسلمانان در سراسر كشور قرار مي دهد. آقايان مي دانند مجلس اسلامي كه حاصل سال هاي دراز رنج و زحمت و خون هاي محترم صدها هزار شهيد و جانباز است براي تحقق احكام نوراني اسلام و تحول از رژيم طاغوت به رژيم الهي-اسلامي است. نمايندگان آن بايد از اخلاق اسلامي بالا و والايي برخوردار باشند؛ و خداي بزرگ راحاضر و ناظر بر اعمال و گفتار خود بدانند، و از رفتار و گفتار رژيم هاي طاغوتي احتراز نمايند. و اگر خداي نخواسته كسي از حدود شرعي، چه در نطق هاي قبل از دستور و چه در مذاكرات و محاورات ديگر خارج شد، وظيفه فريضه بزرگ نهي از منكر را فراموش نكنند؛ كه خداي نخواسته حق و عرض و حيثيت مردم در مكاني كه حافظ مصالح اسلام و مسلمين و مردم كشور است ضايع نگردد بلكه وكلاي محترم در برخوردها و نطق ها، كه در همه جا منتشر مي شود آموزنده اخلاق كريم انساني و اسلامي باشند و مردم را به كيفيت سالم برخورد با يكديگر آشنا سازند كه اين خود يك خدمت بزرگ به اسلام و مسلمين و بشريت است. اينجانب با اينكه ميل نداشتم اين مسائل را به طور سرباز عرض نمايم لكن علاوه بر آنكه احساس تكليف شرعي نمودم اكيدا علاقه مندم كه قداست مجلس معظم و وكلاي محترم محفوظ باشد، تا الگويي باشند براي مجلس هاي جهان و مجالس آتيه ايران.

اين نكته نيز قابل ذكر است كه اگر در مجلس به كسي كه حاضر نيست و راه به مجلس ندارد كه از خود دفاع نمايد حمله اي شد، به او اجازه داده شود يا در مجلس از خود دفاع كند و اگر قانونا اشكالي در اين عمل مي بينند، راديو-تلويزيون و مطبوعات اين وظيفه سنگين را به دوش كشند؛ تا حق مظلومي ضايع نشود و شخصيتي بي دليل خرد نگردد و راهگشاي اين امر خود نمايندگان و رئيس محترم مجلس هستند كه با تعهدي كه دارند و مسئوليتي كه بر دوش آنهاست اين حق را به اشخاص غايب بدهند؛ تا به وسيله مجلس، كه نگهدار مصالح كشور و ملت است، حقي ضايع نشود و انساني مظلوم نگردد. و اگر به كسي چه از دولتي ها يا ديگران، تهمتي زده شد، حق شكايت به قوه قضاييه را دارد تا رسيدگي شود و مجرم تعقيب و تعزير شود. و اگر به يك وزارتخانه يا بنگاه تهمت زده شد حق دفاع با وزير و رئيس بنگاه است و حق شكايت دارند و قوه قضاييه تعقيب خواهد كرد. و بالجمله با هر ترتيب ممكن بايد از اين اعمال غير اسلامي جلوگيري شود. البته اين بدان معنا نيست كه مجلس از حق قانوني و شرعي خود دست بردارد، بلكه نمايندگان محترم در محدوده قانون و شرع آزاد و مختارند و هيچ كس نمي تواند از حقوق قانوني آنان جلوگيري نمايد.
د) ...
ه) ...
و) ...

خداوند همه ما را از اين قيدهاي شيطاني رها فرمايد تا بتوانيم اين امانت الهي را به سرمنزل مقصود برسانيم و به صاحب امانت، حضرت مهدي موعود -ارواحنا لمقدمه الفدا- رد كنيم...
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.
روح الله الموسوي الخميني

*برداشت شخصی: انگار امام همین دیروز این پیام را نوشته است. برای امروز ما.

1- رؤساى جمهور امريكا: جيمى كارتر (از حزب دمكرات) و رونالد ريگان (از حزب جمهوريخواه).

2- صحيفه امام، ج‏18، صفحه 243

3- صحيفه امام، ج‏18، صفحه 459

4- سوره ذاريات، آيه 55: هر آينه تذكر و يادآوري مومنان را سود مي رساند.


برچسب‌ها: مجلس شورای اسلامی, امام خمینی, اخلاق
نگارش در تاريخ شنبه 10 دی1390 توسط علیرضا عالمی

شب فرا رسیده است.

صد نفر از پاسداران و فدائیان علی(ع)، پیمان بسته اند که تا شب به صبح نرسیده غائله را به پایان برسانند. علی(ع) هم به بصیرت خواص و فرماندهان خود با ایراد خطبه‌ای حماسی، مهر تایید می‌زند. دو زره را بر روی هم به تن می‌کند و عمامه رزم بر سر می‌بندد. همگی راهی میدان جنگ می‏ شوند. شب است و نظامیان برای دوری از تلفات، جنگ شبانه را صحیح نمی‏ پندارند. اما علی(ع) و یارانش مصمم به دفع فتنه هستند. دو لشکر ماه‏ هاست در مقابل هم صف آرایی نموده ‏اند. فشار عملیات روانی و رسانه‌ای به قدری است که قلب انسان‏ های ضعیف تاب و توان درک عظمت واقعه را ندارد.

شب آخر است.

خبر آمادگی سپاه علی(ع) به سپاه معاویه رسیده است. دیگر فرصت درنگ نیست. علی(ع) راهی میدان شده؛ و برای تو که در مدینه النبی در مرکز جامعه اسلامی زیسته‌ای تردیدی بر حق بودن علی (ع) و باطل بودن معاویه نیست؛ و به سرعت به راه می‌افتی تا از جهاد در راه خدا عقب نمانی.

سیاهی شب، نمی‏ تواند سفیدی پیروزی را بر کسی بپوشاند. مصاف نفس‌گیری است. صدای مجروحان به قدری است که فقط یک صدا به گوش می‌رسد. آه! آه! آه! صدای ناله مجروحان است که مانند صدای زوزه شغال همه صحرای صفین را پوشانده است. 7 هزار نفر از یاران علی(ع) به خیل مجروحان و شهدا پیوسته‌اند و بیش از دو برابر آن از لشکر معاویه کشته و زخمی شده‌اند.

صبح پیروزی نزدیک است.

خیمه معاویه در محاصره سرداران و پاسداران سپاه اسلام است. رمقی در لشکر معاویه نیست. علی(ع) و یاران باوفایش پیمان بسته بودند که معاویه را از شرارت بازدارند و اسلام و دنیا را از شر او پاک کنند.

شب انتظار به پایان خود رسیده است.

و گویی تاریخ هنوز باور ندارد که این سرنوشت حتمی زمین است که به دست صالحان اداره شود. حلقه محاصره تنگ‏تر و تنگ‏تر شده است.

معاویه سال‌های سال است که با پیشرفته‌ترین ابزارهای جنگ نرم، علی(ع) را به دور از مرکزیت اسلام، کافر معرفی کرده است، لعن علی(ع) را در همه جا واجب و بیان فضل او را ممنوع کرده است. مگر می‏شود علی(ع) را تنها گذاشت و در رکاب معاویه با علی(ع) جنگید؟ نه، هرگز.

آن روز دنیا به پیچیدگی امروز نبود. و آنهایی که معاویه را بر علی(ع) ترجیح دادند، یک مشت انسان‏های دنیا پرست و بی بصیرت و بی دین بودند! جنگ جمل به کنار؛ اما مصاف علی(ع) و معاویه دیگر مثل روز برای همه روشن بوده که علی(ع) بر حق است و معاویه بر باطل.

اما اینگونه نیست. علی(ع) و یارانش زخم‏ها خوردند و زخم‏ها زدند تا ستون فقرات لشکر معاویه را شکستند. حلقه محاصره را به قدری تنگ کرده بودند که مالک را چند قدمی به خیمه معاویه نمانده بود.

اما نه.

تاریخ تا سال‌ها بعد از آن شب سراسر بصیرت، سراسر حماسه، سراسر فداکاری و سراسر فریب و فتنه، خون گریسته است که چرا مدعیان دین‏داری، امام‏شان را تنها گذاشتند و حرف او را در لحظه فریب و فتنه، مطاع و فصل الخطاب قرار ندادند. فریب معاویه چنان کارساز افتاده بود که دیگر مالک، علی(ع) را هم نمی‏دید اگر به حرف نیروهای خودسر گوش نمی‏داد.

و چه قدر سخت است که بخواهی تاریخ را دوباره به همین موقعیت بازگردانی.

به لحظه غلبه بر فتنه...

به لحظه سرنوشت‏ ساز پیروزی بر باطل...

و این امر به شرطی محقق می‌شود که بتوانی در لحظه حضیض فتنه، مغلوب فتنه جدید نشوی...

 1389/10/20


این مطلب را سال گذشته به مناسبت لیله الهریر نوشتم. انشالله امسال هم برای بزرگداشت این شب، هیئت برقرار است.



نگارش در تاريخ جمعه 18 آذر1390 توسط علیرضا عالمی

در مطلبی با عنوان «جنگ نرم، جنگ رسانه‌ ها یا جنگ ایمان ‌ها؟» به نقش رسانه ها از یک سو و نقش ایمان، بصیرت و صبر افراد یک جامعه در جنگ نرم اشاره شد. در این مطلب، قصد دارم ایجاد فضای سوءظن و بدگمانی را به عنوان یکی از معضلات اجتماعی بزرگ که در جامعه رسانه‌ ای و به طبع آن در عموم جامعه ریشه دوانده است، مورد بررسی قرار دهم. مقام معظم رهبری چند روز پس از آغاز حوادث سال ۸۸ جنگ نرم را بدین شکل تبیین و تعریف نمودند: «جنگ نرم يعنى ايجاد ترديد در دلها و ذهنهاى مردم. يكى از ابزارها در جنگ نرم اين است كه مردم را در يك جامعه نسبت به يكديگر بدبين كنند، بددل كنند، اختلاف ايجاد كنند؛ يك بهانه‌اى پيدا كنند، با اين بهانه بين مردم ايجاد اختلاف كنند»(۱). جدای از این بیان که در چارچوب حوادث پس از انتخابات برجسته گردیده است، ایشان به مناسبت‌ های مختلف، رعایت تقوای رسانه ای را به عنوان یکی از شروط ایمان، مورد تاکید قرار داده اند. از آنجا که تلاش می کنم خودم هم عامل به فرمایشات ایشان باشم، بنا را بر حسن ظن قرار می دهم و باید عرض کنم که متاسفانه فضای رسانه ای کشور ما به شدت تحت تاثیر جنگ نرم دشمن قرار گرفته و حتی افراد و گروه های متعهد و علاقمند به انقلاب اسلامی از بزرگترین آسیب دیدگان و مجروحان جنگ نرم دشمن هستند و خواسته یا ناخواسته، پازل دشمن را کامل می کنند.

«بحث سر اين است؛ بايد جدول دشمن را كامل نكنيم؛ پازل دشمن را كامل نكنيم؛ ببينيم دشمن چه كار دارد ميكند و چه كار ميخواهد بكند؛ اهداف و حضور واضح او را ببينيم. امروز مؤثرترين سلاح بين‌‌المللى عليه دشمنان و مخالفين، سلاح تبليغات است؛ سلاح ارتباطات رسانه‌‌اى است. امروز اين قوى‌‌ترينِ سلاح است و از بمب اتم هم بدتر و خطرناكتر است.»(۲)

اهمیت پرداختن به این موضوع به مراتب بیش از گذشته و حتی بیش از حوادث سال ۸۸ است، چرا که در شرایط کنونی منطقه و دنیا لطمه زدن به چهره جمهوری اسلامی ایران در جایگاه الگو برای دیگر کشورها، یکی از بزرگ ترین گناهان و اشتباهات است.

«همه بايد مراقب باشند. در كشور، كسانى كه اهل نوشتنند، اصحاب مطبوعات، كسانى كه رسانه‌ها دست آنهاست، كسانى كه تريبونها دست آنهاست، مراقب باشند به اين خواست دشمنان كمك نكنند. بعضى دانسته، بعضى ندانسته، با اظهارنظرهاشان، با حرفهاشان، به خواست دشمن كمك ميكنند؛ بايد همه مراقب باشند. دشمن امروز ميخواهد از جمهورى اسلامى يك چهره‌ى نامطلوبى به ملتهاى منطقه نشان بدهد تا آنها به اين طرف سوق داده نشوند و خط ايستادگى در مقابل استكبار - كه خصوصيت ملت ايران است - در ميان آنها رواج پيدا نكند؛ لذا ما بايد مراقب باشيم.»(۳)

در درجه اول بدگمانی و سوءظن را باید به عنوان یک پدیده اخلاقی مورد بررسی قرار داد. مقام معظم رهبری با توجه به گسترده شده و پیچیده شدن روز به روز این موضوع در جامعه، دغدغه خود را بدین شکل بیان می دارند:

«به اخلاق خودمان هم برسيم. اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهيم. من هيچ موافق نيستم با اينكه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهيم. اين عادات را از خودمان بايد دور كنيم. اينكه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون ارتباطى - كه امروز روزبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روز هم بيشتر و گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و پيچيده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر ميشود- روشى را در پيش گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند براى متهم كردن يكديگر، اين چيز خوبى نيست؛ اين چيز خوبى نيست، دل ما را تاريك ميكند، فضاى زندگى ما را ظلمانى ميكند. هيچ منافات ندارد كه گنهكار تاوان گناه خودش را ببيند، اما فضا، فضاى اشاعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى گناه نباشد؛ تهمت زدن، ديگران را متهم كردن به شايعات، به خيالات!»(۴)

نگاه همراه با حسن ظن و خوش بینی در جامعه اسلامی نه به عنوان یک مصلحت و رفتار موقت، بلکه به عنوان یک اصل محکم مورد تاکید اسلام قرار گرفته است. بدین منظور پیامبر اکرم اسلام(ص)، اصحاب خود را از کارهایی که منجر به ایجاد فضای بدگمانی و سوءظن بشود، به شدت نهی می کنند و رفتار و مناسبات جامعه اسلامی را بر پایه حسن ظن قرار داده اند. رهبر معظم انقلاب اسلامی این موضوع را اینگونه مورد اشاره قرار می دهند.

«روايتى از پيامبر اكرم نقل شده كه فرمود: «لا يبلغني احد منكم عن احد من اصحابى شيئاً فانّى احبّ ان اخرج اليكم و انا سليم ‏الصّدر» (بحارالانوار، ج 16، ص 231). پيش پيامبر مى ‏آمدند و از يكديگر بدگويى می‏كردند و چيزهايى را درباره‏ ى يكديگر می‏گفتند؛ گاهى راست و گاهى هم خلاف واقع. پيامبر اكرم (ص) به مردم فرمودند: هيچ‏كس در باره‏ى اصحابم به من چيزى نگويد. دائماً نزد من نياييد و از همديگر بدگويى كنيد. من مايلم وقتى ‏كه ميان مردم ظاهر مى‏ شوم و به ميان اصحاب خود مى ‏روم، «سليم‏ الصّدر» باشم؛ يعنى با سينه‏ ى صاف و پاك و بدون هيچ‏گونه سابقه و بدبينى به ميان مسلمانها بروم. اين، سخنى از پيامبر و دستورى در باره‏ ى مسلمانها نسبت به شخص آن حضرت است. ببينيد چقدر اين رفتار رسول اكرم (ص) كمك مى ‏كند به اينكه مسلمانها احساس كنند كه در جامعه و محيط اسلامى، بايد بدون سوءظن و با خوش‏ بينى با افراد برخورد كرد. در روايات داريم كه وقتى حاكميت با شر و فساد است، به هر چيزى سوءظن داشته باشيد؛ اما وقتى حاكميت با خير و صلاح در جامعه است، سوءظنها را رها كنيد، به‏ يكديگر حسن ظن داشته باشيد، حرفهاى هم را با چشم قبول بنگريد و گوش كنيد، بدي هاى يكديگر را نبينيد و خوبى ‏هاى هم را مشاهده كنيد. بين مسلمانها رسم بود كه نزد پيامبر مى‏ آمدند و دَرِ گوش آن حضرت حرفهايى مى ‏زدند و به صورت نجوا، حديث مخفى و محرمانه‏ يى را میگفتند كه آيه‏ ى شريفه نازل شد و مردم را از نجوا و دَرِگوشى با پيامبر نهى كرد؛ چون در ديگر مسلمانها ايجاد سوءظن مى‏ كرد.»(۵)

سپس مقام معظم رهبری با اشاره به حادثه «افك» به عنوان یکی از حوادث خیلی مهم و عظیم در تاریخ اسلام، آن را به وسيله ای برای کندن ريشه‏ ى شايعه ‏پراكنى در مسائل شخصى افراد-كه موجب سوءظن و بدبينى نسبت به يكديگر مى ‏شود و محيط و فضا را ناسالم مى ‏كند- تعبیر می کنند و نحوه مواجهه با این پدیده را مورد اشاره قرار می دهند و شرط ایمان افراد را نداشتن سوءظن به دیگر مومنین می دانند. تامل در این ماجرا می تواند دوایی برای درمان بیماری اخلاقی بدگمانی و سوءظن در جامعه ما باشد:

«آن خاطره و حادثه ‏يى كه خيلى مهم است و من بارها آن را در ذهن خود مرور كردم و به آيات اين حادثه در قرآن مراجعه كردم، حادثه‏ ى «افك» است. در سوره ‏ى مباركه ‏ى نور، چند آيه مربوط به همين حادثه مى‏ شود. حادثه‏ ى «افك» به طور خلاصه اين است كه يكى از همسران پيامبر، در يكى از جنگها از قافله عقب افتاده بود. پيامبر، آن همسرشان را به ميدان جنگ برده بودند، وقتى ‏كه برمى‏ گشتند و مى ‏آمدند، او را نديدند. حالا به هر جهتى، يا آن مخدره خواب مانده بود و يا به دنبال حاجتى رفته بود. مسلمانها آمدند، يك‏وقت ديدند كه همسر پيامبر در ميان آن‏ها نيست. مردى از مسلمانها پيدا شد و همسر پيامبر را به مدينه آورد.

حالا آن زن، كداميك از همسران پيامبر بوده، بين اهل سنت و شيعه اختلاف است. شيعه در رواياتشان مى‏گويند «ماريه‏ى قبطيه» بوده و اهل سنت مى‏گويند «عايشه» بوده است. اين، تعيين بحث انحرافى در روزگار ماست كه بگوييم كداميك از زنان پيامبر بوده است. اصلًا قضيه اين نيست كه ما بخواهيم ببينيم كدام زن پيامبر بوده كه اين آيات در باره‏ ى تهمت به او نازل شده است. مسئله، مسأله‏ ى ديگرى است؛ يك دستور اخلاقىِ اجتماعى بسيار مهم است.

بعد از آنكه اين مخدره به مدينه برگشت، بعضى از افراد هرزه ‏گو و ياوه ‏گو، زمزمه‏ اى را ميان مردم انداختند كه اين خانم كجا بود و چرا عقب ماند و اين شخصى كه او را آورد، چه كسى بود؟! بدون اينكه تصريح كنند و تهمت مشخصى را متوجه بكنند، زمزمه و شايعه‏ يى را در ميان مردم پخش كردند.

مسئله اين نيست كه آن مخدره، زن پيامبر است و بايد او را احترام كرد؛ در آيات قرآن، مسئله چيز ديگرى است. آيات سوره‏ ى نور در باره ‏ى «افك»- يعنى همين سخن دروغى كه منافقان و بدخواهان و افراد ناسالم در جامعه پخش و شايع مى‏ كردند- به شدت حساسيت نشان مى ‏دهد و چند آيه‏ ى پى ‏درپى، با لحن بسيار تندى خطاب به مسلمانها ذكر مى‏ شود كه چرا وقتى شما اين شايعه را شنيديد، نسبت به گوينده ‏ى آن شدت عمل بخرج نداديد- مستفاد از آيات اين است- و چرا اين شايعه را قاطعاً رد نكرديد.

در اين آيه، دو جا جمله با «لو لا» شروع مى ‏شود. اهل ادبيات عرب توجه دارند كه لولاى تحذيريه وقتى به كار مى ‏رود كه انسان مى ‏خواهد با كمال شدت و توبيخ كامل، به مخاطب خود بگويد: چرا اين كار را نكرديد؟ «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا و قالوا هذا افك مبين» (نور؛ 12) چرا وقتى ‏كه شما مسلمانها (مؤمنين و مؤمنات) اين شايعه را شنيديد، به يكديگر حسن ظن نشان نداديد و به طور قاطع نگفتيد كه اين دروغ است؟ يك جاى ديگر مى ‏فرمايد: «و لو لا اذ سمعتموه قلتم ما يكون لنا ان نتكلّم بهذا سبحانك هذا بهتان عظيم» (نور؛ 16): چرا وقتى ‏كه اين شايعه را شنيديد، نگفتيد كه ما حق نداريم اين شايعه را تكرار كنيم؟ اين، يك بهتان بزرگ است.

بعد در آخر اين آيات هم مى ‏فرمايد: «يعظكم اللّه ان تعودوا لمثله ابدا ان كنتم مؤمنين» (نور؛ 17). يعنى خدا به شما موعظه و نصيحت مى ‏كند كه هرگز ديگر گِرد چنين شايعه‏ هايى نگرديد و ديگر چنين حادثه‏ يى ميان جامعه‏ ى اسلامى به وجود نيايد؛ اگر مؤمن هستيد. يعنى شرط ايمان اين است.

همان‏طور كه اشاره كردم، مسئله اين نيست كه اين شخص، همسر پيامبر بود. اگر همسر پيامبر هم نبود، همين عتاب و خطاب و همين تكليف براى مؤمنين وجود داشت. لذا در اسلام اين‏گونه است كه اگر كسى، كس ديگرى را به بعضى از تهمتهاى خاص متهم كند، اگر نتواند آن را با چهار شاهدِ عادل ثابت كند، خود تهمت‏ زننده محكوم است كه بر او حد جارى بشود. اين‏طور نيست كه شما حرفى را همين‏طور وسط فضا بيندازيد و ذهنها را مشوب و دلها را نگران و ناراحت كنيد و اگر توانستيد ثابت كنيد كه ثابت كرده ‏ايد و اگر هم نتوانستيد، سرتان را بگيريد و به راه خود برويد! نه، اگر نتوانستيد برخى از تهمتهايى را كه برطبق آن‏ها حد به مجرم زده مى‏ شود، ثابت كنيد، خود شما بايستى به خاطر زدن اين تهمت‏، حد بخوريد و مجازات بشويد.

به نظر من، اين حادثه‏ ى عظيمى در تاريخ اسلام و زمان پيامبر است كه به اين وسيله در محيط اسلامى، ريشه ‏ى شايعه‏ پراكنى در مسائل شخصى افراد- كه موجب سوءظن و بدبينى نسبت به يكديگر مى‏ شود و محيط و فضا را ناسالم مى‏ كند- كنده شد. اسلام، اين‏گونه است. پس، يكى از كارهاى رسول اكرم (ص) اين بود كه فضاى جامعه را يك فضاى مهربان و سرشار از مهر و محبت بسازد تا همه‏ ى مردم در آن، نسبت به يكديگر محبت بورزند و به چشم حسن ظن و خوش‏بينى به يكديگر نگاه كنند. امروز هم تكليف ما همين است.»(۵)

همانند آنچه در مطلب «جنگ نرم، جنگ رسانه‌ ها یا جنگ ایمان ‌ها؟» مورد اشاره قرار گرفت، تنها راه غلبه بر جنگ نرم دشمن استفاده و تکیه بر مولفه های ایمانی و اعتقادی ما است. استفاده از رسانه برای تقابل با جنگ نرم دشمن در تغییر فضای بدگمانی، بی اعتمادی و سوءظن، به هیچ وجه نتیجه این جنگ را برای ما متحول نخواهد کرد. رسانه های جمهوری اسلامی تنها می توانند با اطلاع رسانی و افزایش آگاهی و بصیرت در مردم، بخشی از این سوءظن ها را برطرف نمایند. این در حالی است که می توان با تکیه بر فرهنگ و اخلاق صحیح اسلامی در جامعه، توطئه دشمنان را از پایه خنثی و بی اثر نمود و این جنگ را از توازن خارج نمود. بدون شک بدون پشتوانه تقوا و ایمان، هیچ ضمانتی برای تحقق این مطالب در جامعه وجود نخواهد داشت.

«آنچه كه تضمين‌كننده‌ى همه‌ى اين مطالب است، تقواست. تقوا اين است كه ما مراقب حرفمان، مراقب كارمان، مراقب جهتگيرى‌مان، مراقب رفتارمان باشيم. كوچكترين اعمال ما ثبت ميشود؛ «فمن يعمل مثقال ذرّة خيرا يره. و من يعمل مثقال ذرّة شرّا يره».( زلزال: 7 و 8) اعمال ما، گفتار ما، الفاظ ما همه ثبت ميشود؛ بعد ما را به سؤال و جواب ميكشند. دادگاه عدلى وجود دارد كه در آن دادگاه عدل بايد انسان جواب بدهد. زير جواب مي مانيم. تقوا يعنى همين را رعايت كنيم، همين را مواظبت كنيم.»(۶)

   


*برداشت شخصی: نسبت به کلمات و جملاتی همچون افشاگری، بر اساس اخبار غیر رسمی، اخبار محرمانه، بولتن، شواهد حاکی از آن است، میگن، شنیدم و ... حساسیت پیدا کردم. این حرف ها بوی تعفن بی تقوایی و قدرت طلبی میده.


۱- بیانات مقام معظم رهبری ۴/۹/1388

۲- بیانات مقام معظم رهبری در ديدار اعضای مجلس خبرگان رهبری - 1388/07/02

۳- بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع مردم كنگاور - 1390/07/27

۴- بیانات مقام معظم رهبری در خطبه‌هاى نماز عيد سعيد فطر 1388/06/29

۵- بیانات مقام معظم رهبری در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران‏ - 28/ 07/ 1368

۶- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1390/04/06


برچسب‌ها: اخلاق, اسلام, سوء ظن, حسن ظن, مقام معظم رهبری
نگارش در تاريخ سه شنبه 1 آذر1390 توسط علیرضا عالمی

به مناسبت پخش فیلم شوق پرواز از شبکه یک سیما:

برای من، کسانی که بر اساس اعتقادات و باورهای خود زندگی می کنند دارای احترام خاصی هستند. سبک زندگی، بخشی از هویت هر فرد و یا به تعبیری یکی از مهمترین بخش های آن است. افراد را می توان با نوع زندگیشان شناخت.

آشنایی من با شهید بابایی با کتاب «آسمان» از انتشارات روایت فتح و در همان سال اول دانشجویی شروع شد. با خواندن کتاب «پرواز تا بینهایت» عشق و علاقه من به شهید بابایی به اوج خود رسید. اینکه قبل از انقلاب و در فضا نظامی آن دوران باشی، برای آموزش به آمریکا بروی و اسیر جو و جبر محیط نشوی و از اصول و اعتقادات خودت دست برنداری، بسیار ارزشمند است. آنچه برای من شهید بابایی را از دیگر شهیدان متمایز می‌سازد، نوع و سبک زندگی خاص اوست.

 

شهید بابایی

یکی از دیالوگ های فیلم شوق پرواز، بین لیلی (نویسنده داستان شهید بابایی در فیلم) و همسر شهید بابایی برایم بسیار جالب بود. همسر شهید بابایی از لیلی، علت علاقمندیش به نوشتن داستان شهید بابایی را جویا می شود که لیلی در جواب می گوید: شهید بابایی سبک زندگی خاصی داشت که من را به خود جذب کرده است (نقل به مضمون).


*برداشت شخصی: پرداختن به سبک زندگی شهدا، شهدا را از فرشتگانی آسمانی، به انسان هایی الگو پذیر، تبدیل می کند و این عطش امروز ما نسل سومی ها است. حال چه کسانی برای ما به جای نقل حوادث و تحلیل اتفاقات جنگ، از سبک زندگی شهدا و انسان های آن سخن می گویند؟


- ما براي حفظ استقلال و اقامه عدل بر كره زمين بايد بياموزيم كه چگونه در يك مبارزه دائم، زندگي كنيم و اينچنين نبايد جنگ را عارضه اي زايد بر حيات بدانيم . (شهید سید مرتضی آوینی)


 




برچسب‌ها: فیلم, شهید بابایی, سبک زندگی, شهدا, الگو
نگارش در تاريخ جمعه 13 آبان1390 توسط علیرضا عالمی

«بسيج با همين خصوصياتى كه گفته شد، پايبند به قوانين و مقررات و ارزشهائى است كه در قالب نظام مجسم شدند. ابتكار بايد به وجود بيايد، نوآورى بايد به وجود بيايد، اما بى‌انضباطى نه. يك عده‌اى اشتباه ميكنند؛ خيال ميكنند بسيجى يعنى كسى كه پابند به مقررات نيست، پابند به قوانين نيست، پابند به ضوابط مستقر در جامعه نيست؛ نخير، اين اشتباه است، اين خطاست.

البته اگر چنانچه هويت كلى بسيج كه گاهى در مجموعه‌ى نظام خودش را نشان ميدهد - يعنى شامل رهبرى و مجموعه‌ى قانونگذار و اينها- ببيند يك ضابطه‌اى مانع است، آن ضابطه را عوض ميكند. ضابطه را عوض ميكند، نه اينكه بى‌ضابطگى و بى‌انضباطى به خرج بدهد. از دوره‌ى جنگ، در زبان بعضى‌ها بود كه بسيج بى‌هوا حركت ميكند - ميگفتند بسيجِ بى‌ترمز- علت هم اين بود كه در ميدانهاى جنگ، در عرصه‌هاى نبرد، بسيجى‌ها همين طور هى پا به زمين ميكوبيدند، اصرار داشتند كه حمله انجام بگيرد؛ ميخواستند زودتر تهاجم كنند. آن روحيه‌ى هيجان و نشاط جوانى، آنها را به سمت ميدانها ميكشاند. خب، فرمانده‌ها همه جا مصلحت نميدانستند؛ نگه ميداشتند. يك نوع كشمكشِ اينجورى هميشه در بخشهاى مختلف جبهه‌هاى نبرد وجود داشت. ميگفتند بسيج بى‌ترمز است. اين به اين معنا نيست كه بسيج بى‌انضباط است، يا بايد بى‌انضباط باشد، يا بى‌انضباطى يك ارزش است؛ ابداً. خود نفس انضباط، منضبط بودن، منتظم بودن، يك ارزش است.

اميرالمؤمنين (عليه‌السّلام) به فرزندانش وصيت ميكند: «اوصيكم بتقوى اللَّه و نظم امركم»؛(1) كارتان را منظم داشته باشيد، نظم داشته باشيد. اگر نظم از بين رفت، اگر اين آهنگِ درست از بين رفت، ناهنجارى به وجود مى‌آيد؛ در همه جا همين جور است. نظم است كه زمينه براى موفقيت فراهم ميكند. يك نيروى نظامى هم اگر نظم نداشته باشد، بكلى بى‌فايده ميشود.»(2)


*برداشت شخصی: بعضيها حزب‌اللهى‌گرى را با شُل و ول بودن و بى‌نظمى و بى‌ترتيبى اشتباه مى‌گيرند. اميرالمؤمنين(ع)، رئيس حزب‌اللهى‌هاى همه‌ى تاريخ مى‌فرمايد: «و نظم امركم»؛ بايد منظم باشيد!


1- نهج‌البلاغه نامه شماره 47؛ از وصيت‏هاى آن حضرت است به حسن و حسين عليهما السّلام وقتى كه ابن ملجم لعنة اللّه عليه به او ضربت زد:
أُوصِيكُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أَلَّا تَبْغِيَا الدُّنْيَا وَ إِنْ بَغَتْكُمَا وَ لَا تَأْسَفَا عَلَى شَيْ‏ءٍ مِنْهَا زُوِيَ عَنْكُمَا وَ قُولَا بِالْحَقِّ وَ اعْمَلَا لِلْأَجْرِ وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَيْنِكُمْ فَإِنِّي سَمِعْتُ جَدَّكُمَا ( صلى الله عليه وآله ) يَقُولُ صَلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ ...
شما را به تقواى الهى سفارش مى‏ نمايم، و اينكه دنيا را مجوييد گرچه دنيا شما را بجويد، و بر آنچه از دنيا از دستتان رفته متأسّف نباشيد. حق بگوييد، و براى ثواب الهى بكوشيد. دشمن ستمگر و يار ستمديده باشيد. شما و همه فرزندان و خاندانم و هر كه اين وصيتم به او مى‏رسد را به تقواى الهى، و نظم در زندگى، و اصلاح بين مردم سفارش مى‏كنم، چرا كه از جد شما (صلّى اللّه عليه و آله) شنيدم مى‏فرمود: «اصلاح ذات البين از عموم نماز و روزه بهتر است».

2- بيانات مقام معظم رهبری در ديدار بسيجيان استان كرمانشاه  ۲۲/07/۱۳۹۰


برچسب‌ها: بسیجی, نظم, قانون, اميرالمؤمنين, مقام معظم رهبری